ترجمه "shielding" به فارسی
استحفاظ ترجمه "shielding" به فارسی است.
shielding
noun
verb
دستور زبان
Present participle of shield. [..]
-
استحفاظ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " shielding " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "shielding" با ترجمه به فارسی
-
آتشفشان سپری
-
نرسرخسیان
-
(گیاه شناسی) · رجوع شود به cabomba · سوسن آبزی (Brasenia schreberi)
-
نشانهای بزرگراه
-
(پارچه ای که زیر بغل می بندند تا لباس را از عرق بدن حفظ کند) زیربغلی
-
جوشکاری با الکترود دستی پوششدار
-
سن سپرسبز
-
(برای حفاظت از تابش اتمی) دیواره · (برای پوشاندن بخش های متحرک ماشین و غیره) قاب · (جانورشناسی) سپرچه · (دیواره ی پولادی توپ برای ایمنی توپچی ها) زره توپ · (طاق یا آسمانه ی متحرک که در تونل ها و معادن و غیره کارگران را از آوار ایمن می کند) آوارگیر · (مجازی) حافظ · اتاقک توپ · جان بوز · جان پناه · حفاظ · حفظ کردن · دفاع کردن · رجوع شود به dress shield · سختپوست 0 · سرپناه · سپر · سپر (زمینشناسی) · سپر بلا · سپر بلا شدن · سپر زینتی (که نشان های خانوادگی را روی آن می کشند) · سپر شدن یا کردن · سپرک · صدف · صفحه نمايش · غلاف · لاک · محفظه · نشان یا تابلو یا مدال به شکل سپر · نگهدار · نگهداری کردن 1 · پاساد · پشتیبان · پناه · پنهان کردن · پوشاندن · پوشانه · پوشش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن