ترجمه "shifty" به فارسی
بدقول, حاشاگر, فريباميز بهترین ترجمه های "shifty" به فارسی هستند.
shifty
adjective
دستور زبان
Having the appearance of someone dishonest, criminal or unreliable; such as someone with shifty eyes. [..]
-
بدقول
-
حاشاگر
-
فريباميز
Characterized by insincerity or deceit.
-
ترجمه های کمتر
- دغلباز
- زبل
- حقه باز
- (نادر) مبتکر
- با تدبیر
- حرف عوض کن
- زیر حرف خودزن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " shifty " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "shifty" با ترجمه به فارسی
-
تدبیر · حیله گری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن