ترجمه "shoemaker" به فارسی
کفشگر, کفاش, کفش دوز بهترین ترجمه های "shoemaker" به فارسی هستند.
shoemaker
noun
دستور زبان
A person who makes shoes [..]
-
کفشگر
a person who makes shoes
-
کفاش
nounwith another deep sigh, fell to work at his shoemaking.
در پی آن آهی دیگر، کفاش پیر به کار خویش بازگشت.
-
کفش دوز
It was her man who did it for her once, with a last he was a shoemaker, you see.
شوهرش او را با قالب کفش کتک زده بود! شوهرش کفش دوز بود و مادرخوندهام رخت شوی.
-
ترجمه های کمتر
- کفّاش
- تعمیرکار کفش
- لالک دوز
- پینه دوز
- کفش ساز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " shoemaker " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Shoemaker
proper
A surname.
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Shoemaker" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Shoemaker در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "shoemaker"
عباراتی شبیه به "shoemaker" با ترجمه به فارسی
-
کفاشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن