ترجمه "shoemaking" به فارسی

کفاشی ترجمه "shoemaking" به فارسی است.

shoemaking noun دستور زبان

making of shoes [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کفاشی

    process of making footwear

    his tray of shoemaking tools, and his old unfinished work, were all as usual.

    سینی ابزار کفاشی او و کار ناتمامش همچنان در جای خود قرار داشت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " shoemaking " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "shoemaking" با ترجمه به فارسی

  • تعمیرکار کفش · لالک دوز · پینه دوز · کفاش · کفش دوز · کفش ساز · کفشگر · کفّاش
  • تعمیرکار کفش · لالک دوز · پینه دوز · کفاش · کفش دوز · کفش ساز · کفشگر · کفّاش
اضافه کردن

ترجمه های "shoemaking" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه