ترجمه "shoo" به فارسی
تاراندن, (ندایی که برای دور کردن مرغ و سگ و غیره به کار می رود) چخ !, برو! بهترین ترجمه های "shoo" به فارسی هستند.
shoo
interjection
verb
دستور زبان
(transitive, informal) To induce someone or something to leave. [..]
-
تاراندن
-
(ندایی که برای دور کردن مرغ و سگ و غیره به کار می رود) چخ !
-
برو!
They tried to shoo me out, but I told them I wasn't leaving without her.
.. اونا خواستند منو هم بيرون کنند اما بهشون گفتم من بدون اون اينجا رو ترک نميکنم
-
ترجمه های کمتر
- چخ کردن
- کیش کردن (در مورد پرندگان)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " shoo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "shoo" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا - عامیانه) کسی که برد او حتمی است · برنده مسلم · فراری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن