ترجمه "shorten" به فارسی
کوتاه کردن, (شیرینی پزی) کره زدن, بادبان را تا حدی جمع کردن (که باد کمتری بگیرد) بهترین ترجمه های "shorten" به فارسی هستند.
shorten
verb
دستور زبان
(transitive) To make shorter; to abbreviate. [..]
-
کوتاه کردن
verbTo make shorter.
To shorten my apprenticeship.
برای کوتاهتر کردن دورهی کارآموزیام
-
(شیرینی پزی) کره زدن
-
بادبان را تا حدی جمع کردن (که باد کمتری بگیرد)
-
ترجمه های کمتر
- بهم فشردن
- مختصر کردن
- کاستن، کاهیدن، کم کردن، جمع کردن، کاهش
- کاستن؛ نقصان دادن، کاهیدن، تقلیل دادن، تقصیر، تصغیر، تنزیل
- کوتاه کردن یا شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " shorten " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Shorten
-
کاهش
noun
عباراتی شبیه به "shorten" با ترجمه به فارسی
-
روغن ترد کننده · مختصر کننده
-
(شیرینی پزی) چربی · روغن شيرينيپزي · روغن قنادی · کره (که برای تردسازی و مزه به خمیر می زنند) · کوتهسازی
-
(شیرینی پزی) چربی · روغن شيرينيپزي · روغن قنادی · کره (که برای تردسازی و مزه به خمیر می زنند) · کوتهسازی
-
(شیرینی پزی) چربی · روغن شيرينيپزي · روغن قنادی · کره (که برای تردسازی و مزه به خمیر می زنند) · کوتهسازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن