ترجمه "shortly" به فارسی

بزودی, اندکی, کمی بهترین ترجمه های "shortly" به فارسی هستند.

shortly adverb دستور زبان

In a short or brief time or manner; soon; quickly. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بزودی

    adverb

    And to shortly take receipt of repayment in full.

    و بزودی رسید پرداخت کامل بدهی رو دریافت می کنید.

  • اندکی

    The foreman came in shortly afterward, and when he saw Jurgis he frowned.

    اندکی بعد سرکارگر وارد شد و وقتی او را دید ابرو درهم کشید

  • کمی

    noun

    He was caught shortly after you were too.

    او نم مدت کمی بعد از دستگیری شما دستگیر شد.

  • ترجمه های کمتر

    • تند
    • ناگه
    • گستاخانه
    • ناگهان
    • به زودی
    • به طور خلاصه
    • به طور موجز
    • به طور ناگهانی
    • در آینده ی نزدیک
    • در چند واژه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " shortly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "shortly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه