ترجمه "shortness" به فارسی

کوتاهی, کمی, سرزنی بهترین ترجمه های "shortness" به فارسی هستند.

shortness noun دستور زبان

(uncountable) The property of being short, of being small of stature or brief. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کوتاهی

    noun

    Tom arrived at 2:30 and Mary arrived a short time later.

    تام در ساعت 2:30 رسید و ماری مدّک کوتاهی بعد از آن رسید.

  • کمی

    noun

    I wanna thank you all for traveling on such short notice.

    من می خوام از همتون برای سفرکردن با چنین اطلاع کمی تشکر کنم.

  • سرزنی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • اختصار
    • قطع سر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " shortness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "shortness" با ترجمه به فارسی

  • جغد تالابی
  • دورههای کوتاه شغلی
  • (زنانه و مردانه) شلوار کوتاه (تا بالای زانو)
  • (آواشناسی) کوته آوا · (بازرگانی) سلف فروشی کردن · (جمع) شلوار کوتاه · (حافظه) ناپایا · (مردانه) زیرشلواری (underpants هم می گویند) 7 · (هجا در شعر انگلیسی) بی تکیه (در برابر: با تکیه accentual) 4 · - شکن 0 · اتصال کوتاه · اجمالی · با شگفتی · با گستاخی · به طور خلاصه · بی ادبانه 1 · ترد · دارای کمبود · در تعجب 3 · رجوع شود به short circuit 8 · رجوع شود به shortchange 9 · رک و گستاخ · زود خشم · زود رنج · زود... · زودگذر · سلف فروختن 1 · شلوارک · شورت 6 · شکننده · ضعیف · غفلتا 0 · فروش استقراضی · فیلم کوتاه (معمولا کمتر از 03 دقیقه) 5 · كوچك · كوچِک · لب کلام 2 · مختصر · مخفف · موجز · نابسنده · ناگهان · پس قد، کوتاه قامت، کوتوله · پوسته پوسته شونده · کم · کم حرف تا سرحد بی ادبی · کم زمان · کمتر از حد لازم · کوتاه · کوتاه (کم بلندی) · کوتاه (کم درازا) · کوتاه (کم مدت) · کوتاه 3 · کوتاه مدت 2 · کوتاه ومختصر · کوتاه کردن · کوتاهتر از حد لازم · کوتهواره · گستاخانه
اضافه کردن

ترجمه های "shortness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه