ترجمه "shower" به فارسی

دوش, رگبار, دوش گرفتن بهترین ترجمه های "shower" به فارسی هستند.

shower verb noun دستور زبان

A brief fall of precipitation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دوش

    noun

    device for bathing [..]

    I showered before breakfast.

    قبل از صبحانه دوش گرفتم.

  • رگبار

    noun

    The last shower had brought with it a gentle but steady breeze.

    با آخرین رگبار نسیمی ثابت و مداوم نیز وزیدن گرفته بود.

  • دوش گرفتن

    verb

    Better than a shower and a hot cup of coffee.

    از دوش گرفتن و قهوه خوردن که بهتره!

  • ترجمه های کمتر

    • ابشار
    • بارش
    • فتالیدن
    • پاشیدن
    • (امریکا) مهمانی زنانه برای عروس (که طی آن به عروس هدیه می دهند)
    • (تند) باریدن
    • (زیاد) ارزانی داشتن
    • (مجازی) مقدار فراوان
    • (مجازی) نثار کردن
    • - باران کردن
    • ارائه دهنده
    • حمام گرفتن
    • دوش (حمام)
    • سرپرست نمایشگاه
    • نمایش دهنده
    • پیل باران
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " shower " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Shower
+ اضافه کردن

"Shower" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Shower در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "shower"

عباراتی شبیه به "shower" با ترجمه به فارسی

  • (نجوم) رگبار شهابی · بارش شهابی · رگبار · شخان باران
  • دوش
  • دوش
  • دوش گرفتن
  • دوش
  • (فیزیک) رگبار الکترون ها (و غیره که در نتیجه ی تصادم اشعه ی اولیه ی کیهانی با هسته های اتمی موجود در جو ایجاد می شود)
اضافه کردن

ترجمه های "shower" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه