ترجمه "shredding" به فارسی

باريكهبري, خردسازی, رندهكردن بهترین ترجمه های "shredding" به فارسی هستند.

shredding verb noun دستور زبان

A style of very fast and very complex guitar playing. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • باريكهبري

  • خردسازی

  • رندهكردن

  • ترجمه های کمتر

    • ريزسازی
    • سنگشكني
    • پوستهپوستهسازی
    • گردسازي
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " shredding " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "shredding" با ترجمه به فارسی

  • (خیار یا پیاز و غیره) رنده کردن · (مجازی) ذره · باریکه · باریکه باریکه کردن · بریده · تراشه · تكه · تکه · تکه پارچه · خرده · ذره · رشته رشته · ریزریز کردن · قطعات رنده شده یا خرد شده · لباس پاره پاره · لته · نواره · هیچ · پاره · چاک چاک کردن · کراد · کهنه
  • شرح شرحه، پاره پاره، از هم دریده
  • گندم خرد کرده (و برشته کرده که برای صبحانه با شیر می خورند)
  • (خیار یا پیاز و غیره) رنده کردن · (مجازی) ذره · باریکه · باریکه باریکه کردن · بریده · تراشه · تكه · تکه · تکه پارچه · خرده · ذره · رشته رشته · ریزریز کردن · قطعات رنده شده یا خرد شده · لباس پاره پاره · لته · نواره · هیچ · پاره · چاک چاک کردن · کراد · کهنه
اضافه کردن

ترجمه های "shredding" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه