ترجمه "shrieking" به فارسی
جیغ, صدای بلند بهترین ترجمه های "shrieking" به فارسی هستند.
shrieking
noun
verb
دستور زبان
Present participle of shriek. [..]
-
جیغ
nounShe shrieks, as do all the scientists and guards but it's too late.
پر ایاتیم جیغ میکشد همین طور همهی محققها و نگهبانهای آزمایشگاه اما دیگر خیلی دیر است.
-
صدای بلند
nounalmost shrieked the princess, now quite changed.Yes;
در این حال شاهزاده خانم که یکباره تغییر حال داده بود با صدای بلند فریاد کرد:
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " shrieking " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "shrieking" با ترجمه به فارسی
-
(از ترس یا درد یا خنده) جیغ زدن · به سخن پرداختن · جیغ · جیغ جیغ (مانند صدای برخی پرندگان) · جیغ زدن · شیون، فغان، ضجه و ناله · صدای بلند · صدای زیر و ناهنجار درآوردن · فریاد زیر و نافذ
-
(از ترس یا درد یا خنده) جیغ زدن · به سخن پرداختن · جیغ · جیغ جیغ (مانند صدای برخی پرندگان) · جیغ زدن · شیون، فغان، ضجه و ناله · صدای بلند · صدای زیر و ناهنجار درآوردن · فریاد زیر و نافذ
-
(از ترس یا درد یا خنده) جیغ زدن · به سخن پرداختن · جیغ · جیغ جیغ (مانند صدای برخی پرندگان) · جیغ زدن · شیون، فغان، ضجه و ناله · صدای بلند · صدای زیر و ناهنجار درآوردن · فریاد زیر و نافذ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن