ترجمه "shut-in" به فارسی
باطل, بستری, بیمار بستری بهترین ترجمه های "shut-in" به فارسی هستند.
shut-in
adjective
noun
دستور زبان
Confined to a location, as by infirmity or illness. [..]
-
باطل
noun -
بستری
-
بیمار بستری
-
ترجمه های کمتر
- بیمار زمین گیر
- بیمارستانی
- تنهایی دوست
- زمین گیر
- منزوی
- ناتوان
- کم معاشرت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " shut-in " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "shut-in" با ترجمه به فارسی
-
حبس کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن