ترجمه "shuttle" به فارسی

ماکو, شدآمدگر, گردا بهترین ترجمه های "shuttle" به فارسی هستند.

shuttle verb noun دستور زبان

A transport service (such as a bus or train) that goes back and forth between two places. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماکو

    noun

    part of a loom

  • شدآمدگر

  • گردا

  • ترجمه های کمتر

    • جوجه
    • مرغ
    • (به سرعت) پس و پیش رفتن
    • (مخفف) shuttlecock
    • (وسیله ی نقلیه که در مسیری رفت و آمد کند) شاتل
    • با وسیله ی نقلیه ی شدآمدگر سفر کردن
    • رجوع شود به space shuttle
    • رفت آمد کردن
    • رفت آمدگر
    • رفت وبرگشت کردن
    • شدآمد کردن
    • مسیر شدآمد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " shuttle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "shuttle"

عباراتی شبیه به "shuttle" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "shuttle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه