ترجمه "shy" به فارسی
ترسو, از جا پریدن, خجالتی بهترین ترجمه های "shy" به فارسی هستند.
shy
adjective
verb
noun
دستور زبان
Easily frightened; timid. [..]
-
ترسو
nounAnd I think we shouldn't shy away in architecture,
و من فکر می کنم ما نباید در معماری ترسو باشیم ,
-
از جا پریدن
verb -
خجالتی
adjectiveWhoever this Trickster is, he's certainly not shy.
این حقه باز هرکی که هست ، مطمئنا خجالتی نیست.
-
ترجمه های کمتر
- کمرو
- محجوب
- خجولانه
- شرمنده
- محتاط
- رمو
- زودشرم
- پرآزرم
- پیرانگر
- رجز
- مواظب
- انداختن
- (امریکا - خودمانی - پوکر) بدهکار
- (با: on یا of) دارای کمبود پول
- (به ویژه گیاه) کم بار
- (جانور) رموک
- (عامیانه) آزمودن
- (عامیانه) متلک
- انجام دادن
- با کمرویی
- بد میوه
- خود را عقب کشیدن
- رم کردن
- شوت کردن
- محتاط شدن
- ملاحظه کار
- منصرف شدن
- کم آوردن
- کم داشتن
- کمرویی کردن
- یکه خوردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " shy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Shy
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Shy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Shy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "shy" با ترجمه به فارسی
-
آلباتروس خجالتی
-
بی سود · تنبل · سست · کار نکن، بیکاره
-
بیزار از دوربین · کسی که دوست ندارد از او عکس یا فیلم بگیرند
-
اسلحه ترس · ترسو و مظنون (به واسطه ی تجربه ی بد) · ترسیده (از صدای تیر) · مار گزیده (که از ریسمان می ترسد)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن