ترجمه "sickie" به فارسی

بیمار, سادیست, (امریکا - خودمانی) بهترین ترجمه های "sickie" به فارسی هستند.

sickie noun دستور زبان

(slang) A day off work due to (supposed) illness. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیمار

    adjective noun
  • سادیست

  • (امریکا - خودمانی)

  • ترجمه های کمتر

    • آزار دوست
    • روان بیمار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sickie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "sickie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه