ترجمه "sickle" به فارسی

داس, منگال, دهره و داس بهترین ترجمه های "sickle" به فارسی هستند.

sickle adjective verb noun دستور زبان

(agriculture) an implement, having a semicircular blade and short handle, used for cutting long grass and cereal crops [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • داس

    noun

    agricultural implement [..]

    Vellya Paapen never found the nutmeg tree, and had to buy himself a new sickle.

    ولیاپاپن درخت جوز را پیدا نکرد و مجبور شد برای خودش یک داس تازه بخرد.

  • منگال

    noun

    agricultural implement

  • دهره و داس

  • دستره

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sickle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "sickle"

عباراتی شبیه به "sickle" با ترجمه به فارسی

  • دهره
  • (به ویژه دم خروس) شاهپر · داس پر (خمیده و داس مانند)
  • (پزشکی) بیماری داسی گویچه · کم خونی مدیترانه ای (sickle cell disease هم می گویند)
  • (در ماشین های شخم یا درو و غیره) میله ای که تیغه بر آن سوار است · میله ی تیغه
  • سناي داسي · کاسیا تورا
  • (پزشکی) ویژگی داس گویچه
  • داس و چکش · داس و چکش (نشان حزب کمونیست) · داس وچکش
  • سناي داسي
اضافه کردن

ترجمه های "sickle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه