ترجمه "sideway" به فارسی
فرعی, از پهلو, جانبی بهترین ترجمه های "sideway" به فارسی هستند.
sideway
adjective
noun
adverb
دستور زبان
A footpath near a road [..]
-
فرعی
-
از پهلو
D'ye see Ahab standing there, sideways looking over the stern?
اهب را میبینی آنجا ایستاده از پهلو به عقب نگاه میکند؟
-
جانبی
-
ترجمه های کمتر
- غیر مستقیم
- یک طرفه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sideway " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sideway" با ترجمه به فارسی
-
از یک سوی · از یک طرف · یک سو به جلو (sideway و sidewise هم می گویند) · یک طرفه · یک وری · یکسویه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن