ترجمه "sidle" به فارسی
کجروی, کیبیدن, (به ویژه یواشکی یا خجولانه) یک وری رفتن بهترین ترجمه های "sidle" به فارسی هستند.
sidle
verb
noun
دستور زبان
A sideways movement. [..]
-
کجروی
-
کیبیدن
-
(به ویژه یواشکی یا خجولانه) یک وری رفتن
-
ترجمه های کمتر
- از کنار بردن
- از کنار رفتن
- از کنار روی
- حرکت جانبی
- کج رفتن
- کجکی بردن
- یک وری بردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sidle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sidle" با ترجمه به فارسی
-
از پهلو · سراشیب · مایل · کج · یکوری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن