ترجمه "sightless" به فارسی
نابینا, ناپیدا, نامرئی بهترین ترجمه های "sightless" به فارسی هستند.
sightless
adjective
دستور زبان
Without sight; blind. [..]
-
نابینا
adjectiveThe caged eagle, whose gold ringed eyes cruelty has extinguished, might look as looked that sightless Samson.
آن سام سون نابینا به عقاب در قفس افتادهای میمانست که چشمان حلقه طلائیش دیگر آن حالت سبعانه را ندارند.
-
ناپیدا
-
نامرئی
-
کور
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sightless " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sightless" با ترجمه به فارسی
-
بی بصیرتی · نابینایی · کوری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن