ترجمه "signet" به فارسی
مهر, خاتم, اثر این مهر بر کاغذ بهترین ترجمه های "signet" به فارسی هستند.
signet
noun
دستور زبان
an object (especially a ring) formerly used to impress a picture into the sealing wax of a document as a proof of its origin [..]
-
مهر
nounproducing his credentials under the signet royal, which he applied close to my eyes
اعتبارنامه خود را که ممهور به مهر سلطنتی بود نشان داد و پیش چشم من گرفت،
-
خاتم
nounthe staff officer with the signet ring, and Zherkov, uneasily glancing at them all
افسر ستاد با انگشتر خاتم، ژرکوف که دزدانه و ناراحت به همه مینگریست
-
اثر این مهر بر کاغذ
-
ترجمه های کمتر
- با مهر امضا کردن
- با مهر رسمیت دادن
- جای مهر
- صحه گذاشتن
- مهر امضا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " signet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "signet"
عباراتی شبیه به "signet" با ترجمه به فارسی
-
انگشتر امضا (که به جای نگین دارای مهر است) · انگشتر خاتم دار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن