ترجمه "signboard" به فارسی

لوحه, سرلوحه, آگهی بهترین ترجمه های "signboard" به فارسی هستند.

signboard noun دستور زبان

(US) A board carrying a sign, or on which signs may be posted. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لوحه

    bearing a bootmaker's signboard

    بالای آن لوحه کارگاه کفاشی آویخته بود

  • سرلوحه

  • آگهی

  • ترجمه های کمتر

    • اعلان
    • (تبلیغ و غیره) تخته ی اعلانات
    • (مغازه یا موسسه) تابلو
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " signboard " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "signboard" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه