ترجمه "Signature" به فارسی

امضاء, امضا, امضاء بهترین ترجمه های "Signature" به فارسی هستند.

Signature
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • امضاء

    noun

    Beneath this sheet was the export license, granted by his own signature.

    در زیر این برگ، جواز صدوری بود که با امضاء خود اواعطا شده بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Signature " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

signature adjective noun دستور زبان

A person’s autograph name. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • امضا

    noun

    person’s autograph name [..]

    Some very young activists gather signatures in his support.

    چند تن از مبارزان بسيار جوان سعي دارند در حمايت از او امضا جمع کنند.

  • امضاء

    noun

    person’s autograph name

    Beneath this sheet was the export license, granted by his own signature.

    در زیر این برگ، جواز صدوری بود که با امضاء خود اواعطا شده بود.

  • علامت

    noun

    How is it possible they never picked up the radiation signature from that bomb?

    چطور ممکنه که تاحالا علامت پرتويي ازش نگرفتن ؟

  • ترجمه های کمتر

    • نشان
    • توشیح
    • دستینه
    • شاخص
    • صحه
    • رقم
    • (بخشی از نسخه ی پزشک) دستور استعمال
    • (هر چیزی که به جای امضا به کار رود) مهر
    • رجوع شود به key signature
    • رجوع شود به theme song
    • رجوع شود به time signature
    • علامت مشخصه
    • عمل امضا کردن
    • نشان ویژه

تصاویر با "Signature"

عباراتی شبیه به "Signature" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Signature" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه