ترجمه "silent" به فارسی

خاموش, آرام, لال بهترین ترجمه های "silent" به فارسی هستند.

silent adjective noun دستور زبان

Free from sound or noise; absolutely still; perfectly quiet. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خاموش

    adjective noun

    that which is silent [..]

    He was silent for a moment, and then tried to find out more.

    لحظهای خاموش ماند، پس از آن خواست چیزهای بیشتری بداند.

  • آرام

    adjective

    free from sound or noise; absolutely still; perfectly quiet [..]

    Raskolnikov let him pass, exchanging a silent greeting with him.

    راسکلنیکف آرام به او راه داد و بیسخن تعظیمی با او رد و بدل کرد.

  • لال

    adjective

    not speaking; indisposed to talk; speechless; mute; taciturn [..]

    I was dumbfounded, and we stared silently at one another, while the men who felt an inner meaning beyond their experience, shifted uncomfortably.

    از شدت درد لال شده بودم.

  • ترجمه های کمتر

    • گنگ
    • بي صدا
    • ساكت
    • ناكار
    • صامت
    • ساکت
    • بی زبان
    • بی صدا
    • سکوت
    • خموش
    • ناگهانی
    • تعطیل
    • خوابیده
    • آواناپذیر
    • ناآوا
    • ناملفوظ
    • ناگویا
    • نگفتنی
    • غیرفعال
    • مگوی
    • (جمع) فیلم های صامت
    • بدون نشانه
    • بی توضیح
    • بی حرف
    • بی خبر
    • بی سخن
    • بی سروصدا
    • بی پیش آگاهی
    • غافلگیر 0
    • غیر ملفوظ
    • غیرمتمایل به دادن اطلاعات یا به تبادل آرا
    • نهفته
    • کم حرف
    • کم سخن
    • کم سروصدا
    • کم صدا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " silent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Silent

The name of a device profile (or status) that handles incoming calls by muting any audible notification.

+ اضافه کردن

"Silent" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Silent در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

SILENT Acronym

abbreviation of [[syndrome of irreversible lithium-effectuated neurotoxicity|syndrome of irreversible lithium-effectuated neurotoxicity]] [..]

+ اضافه کردن

"SILENT" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای SILENT در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "silent" با ترجمه به فارسی

  • ظرف خاکروبه (ظرف بشقاب مانند و دردار که زیرسیگاری و غیره را در آن خالی می کنند)
  • رفتار بی صدا
  • اکثریت خاموش
  • کار کردن بیصدا؛ کارکردن آهسته
  • شریک غیر فعال (که در سرمایه گذاری شرکت دارد ولی نه در مدیریت)
  • ساکت شدن
  • خروج بصورت آرام
  • اهسته · با خموشی · خاموشف ساکت، لب فروبسته
اضافه کردن

ترجمه های "silent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه