ترجمه "silly" به فارسی

احمقانه, احمق, ابله بهترین ترجمه های "silly" به فارسی هستند.

silly adjective noun adverb دستور زبان

(obsolete) Pitiable; deserving of compassion; helpless. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • احمقانه

  • احمق

    noun

    Because he wants to attract flies, you silly-billy.

    براي اينکه ميخواد مگس ها رو جلب کنه احمق جون!

  • ابله

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • ساده لوح
    • مسخره
    • لوس
    • چرند
    • مزخرف
    • مضحک
    • ناجور
    • ضعیف
    • گیج
    • غیرمنطقی
    • بلادفاع
    • کالیو
    • ننر
    • نابخردانه
    • منگ
    • سرمست
    • معصوم
    • بیچاره
    • (در اصل) ساده
    • (عامیانه) گیج
    • (نادر) کم عقل
    • از حال رفته
    • بی آزار
    • بی شعور
    • بی فکر
    • بی فکرانه
    • بی مزه
    • خنده دار
    • فاقد کیفیت جدی یا خوشایند
    • کم هوش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " silly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "silly" با ترجمه به فارسی

  • ابلهی · حماقت · خریت · سبک مغزی · نادانی · نفهمی · پوچی · کم عقلی
  • گل پلاستیکی (ماده ی گل مانند از سیلیکون و الکل متیل که بچه ها برای بازی آن را به شکل های مختلف در می آورند)
  • ابلهی · حماقت · خریت · سبک مغزی · نادانی · نفهمی · پوچی · کم عقلی
اضافه کردن

ترجمه های "silly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه