ترجمه "silo" به فارسی

سیلو, انبار غله, جاشدان بهترین ترجمه های "silo" به فارسی هستند.

silo verb noun دستور زبان

(agriculture) A vertical building, usually circular, used for the storage of grain. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سیلو

    vertical building for storing grain [..]

    If something doesn't happen soon, I shall throw myself into the silo pit out of sheer desperation.

    اگر به همین زودیها اتفاق تازهای نیفتد من از نا امیدی مطلق خودم را توی سیلو میاندازم.

  • انبار غله

    noun
  • جاشدان

  • ترجمه های کمتر

    • خنبه
    • انبار علوفه
    • سیلوی روستا (به سیلو می گویند: grain elevator)
    • سیلوی کوچک
    • محل نگهداری و پرتاب موشک دوربرد (معمولا در زیرزمین)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " silo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Silo
+ اضافه کردن

"Silo" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Silo در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

SILO
+ اضافه کردن

"SILO" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای SILO در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "silo"

عباراتی شبیه به "silo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "silo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه