ترجمه "silveriness" به فارسی
سفیدی, نقره فامی بهترین ترجمه های "silveriness" به فارسی هستند.
silveriness
noun
دستور زبان
The state or condition of being silvery. [..]
-
سفیدی
-
نقره فامی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " silveriness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "silveriness" با ترجمه به فارسی
-
کبوتر نقرهای
-
(صدا) نرم و واضح (مانند صدای زنگ نقره ای) · براق · زنگ دار · سیم اندود · سیمگون · سیمین · سیمین فام · نقره · نقره ای · نقره دار · نقره فام · نقره پوش · پول نقره
-
(صدا) نرم و واضح (مانند صدای زنگ نقره ای) · براق · زنگ دار · سیم اندود · سیمگون · سیمین · سیمین فام · نقره · نقره ای · نقره دار · نقره فام · نقره پوش · پول نقره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن