ترجمه "simultaneity" به فارسی
مقارنه, همزمانی, همبود بهترین ترجمه های "simultaneity" به فارسی هستند.
simultaneity
noun
دستور زبان
The quality or state of being simultaneous; simultaneousness. [..]
-
مقارنه
noun -
همزمانی
in that wild simultaneousness of a thousand concreted perils, Ahab's
در آن همزمانی وحشیانه و آشفته هزار خطر هماهنگ چنان به نظر رسید
-
همبود
-
ترجمه های کمتر
- همبودی
- همزمان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " simultaneity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "simultaneity" با ترجمه به فارسی
-
تزامن، همزمانی · مقارنه
-
توام · مقارن · همزمان
-
ساختار موازی
-
نسبیت همزمانی
-
چندریسمانی همزمان
-
با هم · باهم · در آن واحد · در یک زمان · همزمان
-
(ریاضی) دستگاه معادلات · همچندی های همزمان
-
عملکرد موازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن