ترجمه "sincere" به فارسی
صادق, صادقانه, صمیمانه بهترین ترجمه های "sincere" به فارسی هستند.
earnest; meaning what one says or does; truthful. [..]
-
صادق
adjective properAda was as sincere as Christophe in her love.
آدا در عشق خود به اندازهٔ کریستف صادق بود.
-
صادقانه
I know that when we sincerely repent of our sins, they are truly gone—without a trace!
من میدانم وقتیکه ما صادقانه از گناهان خود توبه می کنیم، آنها حقیقتاً ناپدید می شوند—بدون هیچ ردّی!
-
صمیمانه
He did sincerely endeavor to leave him free, whatever it might cost himself.
تلاشهای صمیمانه میکرد که او را به هر قیمتی که برای خودش تمام شود، آزاد بگذارد.
-
ترجمه های کمتر
- صمیمی
- واقعی
- پاکدل
- خالص
- بی شیله پیله
- مخلص
- راستین
- سالم
- رادمنشانه
- اصیل
- راد
- (قدیمی) ناب
- (مهجور) زخمی نشده
- بی ریا
- بی صدمه
- بی غل و غش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sincere " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A male given name
"Sincere" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sincere در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "sincere" با ترجمه به فارسی
-
من صمیمانه از تک تک پلیس های کشورم قدردانی می کنم، علیرغم بریدن سرشان، با وجود سوزاندن آنها؛ بار دیگر با قدرت برای امنیت ایران ایستادگی کردند.
-
اخلاص · خلوص · خلوص نیت · رادمنشی · رادی · صداقت · صمیمیت · پاک اندیشی · پاکدلی · یکرنگی
-
ارادتمند شما · خالصانه · صادقانه · صمیمانه · مخلص شما
-
ارادتمند شما · خالصانه · صادقانه · صمیمانه · مخلص شما
-
ارادتمند شما · خالصانه · صادقانه · صمیمانه · مخلص شما