ترجمه "sincerely" به فارسی
صادقانه, صمیمانه, خالصانه بهترین ترجمه های "sincerely" به فارسی هستند.
sincerely
adverb
دستور زبان
In a sincere or earnest manner; honestly. [..]
-
صادقانه
I know that when we sincerely repent of our sins, they are truly gone—without a trace!
من میدانم وقتیکه ما صادقانه از گناهان خود توبه می کنیم، آنها حقیقتاً ناپدید می شوند—بدون هیچ ردّی!
-
صمیمانه
He did sincerely endeavor to leave him free, whatever it might cost himself.
تلاشهای صمیمانه میکرد که او را به هر قیمتی که برای خودش تمام شود، آزاد بگذارد.
-
خالصانه
If you really love your brother, and your intentions are sincere, what's the issue?
اگر واقعاً برادرت رو دوست داري و نيتت خالصانه ست ، مشکل کجاست ؟
-
ترجمه های کمتر
- ارادتمند شما
- مخلص شما
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sincerely " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sincerely" با ترجمه به فارسی
-
من صمیمانه از تک تک پلیس های کشورم قدردانی می کنم، علیرغم بریدن سرشان، با وجود سوزاندن آنها؛ بار دیگر با قدرت برای امنیت ایران ایستادگی کردند.
-
(قدیمی) ناب · (مهجور) زخمی نشده · اصیل · بی ریا · بی شیله پیله · بی صدمه · بی غل و غش · خالص · راد · رادمنشانه · راستین · سالم · صادق · صادقانه · صمیمانه · صمیمی · مخلص · واقعی · پاکدل
-
اخلاص · خلوص · خلوص نیت · رادمنشی · رادی · صداقت · صمیمیت · پاک اندیشی · پاکدلی · یکرنگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن