ترجمه "singe" به فارسی

سوختن, سوختگی سطحی, کز بهترین ترجمه های "singe" به فارسی هستند.

singe verb noun دستور زبان

(transitive) To burn slightly. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سوختن

    noun

    His face was blistering in the heat, his eyebrows and lashes were singed off

    و او میفهمید که صورتش ورم کرده و ابرو و مژگانش در حال سوختن است؛

  • سوختگی سطحی

    noun
  • کز

    noun

    I suppose he is singeing his grizzled red beard by this time

    که تصور میکنم هماکنون ریشهای سرخ خود را دارد کز میدهد.

  • ترجمه های کمتر

    • (به طور سطحی) سوزاندن
    • (ریش یا سبیل کسی را) دود دادن
    • بو دادن
    • جای سوختگی (مثلا روی پارچه)
    • سخت زدن
    • کز دادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " singe " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "singe" با ترجمه به فارسی

  • فریاد زدن، فریاد کردن، به بانگ بلند اعلام کردن
  • (از راه شعر و آواز) تعریف کردن · (خودمانی) اعتراف کردن · (زنبور یا کتری آب جوش یا سماور و غیره) صدا کردن · (گوش) سوت کشیدن · khåndan · آواز · آواز خواندن · آوازخوانی · به ترنم درآمدن · به ترنم درآوردن · به صدا درآمدن · ترنم · ترنم کردن · تمجید کردن · تک · جلسه ی سرود · خنیدن · خواندن · زوزه کشیدن · ستودن · سرایش · سرود خواندن · سرودن · شاد کردن · فاش کردن · فضولی کردن · لو دادن · مخفف : مفرد · مقر آمدن · نغمه سرایی کردن · وزوز کردن · گردهمایی برای آوازخوانی · گستاخی کردن
  • غزل خداحافظی خواندن، ترک کردن، وداع گفتن
  • (عامیانه) گردهمایی برای خواندن سرود دسته جمعی
  • زندان سینگ سینگ (در ایالت نیویورک - امریکا)
  • آیه نحس خواندن
  • صداخوانی
  • آوازخوانی · آوازهخوانی · اوازخوانی · حرف مفت · خواننده · خوانندگی · سرایش · سرود · نغمه سرا · نغمه سرایی
اضافه کردن

ترجمه های "singe" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه