ترجمه "singularity" به فارسی
تکینگی, شگفتی, غرابت بهترین ترجمه های "singularity" به فارسی هستند.
singularity
noun
دستور زبان
the state of being singular, distinct, peculiar, uncommon or unusual [..]
-
تکینگی
Because I had them through 2002 in my book, "The Singularity is Near."
چون که اینها رو از سال 2002 در کتابم "تکینگی نزدیک است" داشتم
-
شگفتی
But Mr. Heathcliff forms a singular contrast to his abode and style of living.
اما میان محل سکونت و نوع زندگی آقای هیتکلیف تضاد شگفتی به چشم میخورد.
-
غرابت
No singularity was lacking to this still subterranean crisis, which was already perceptible.
این بحران که هنوز پنهان و هم در آن حال قابل مشاهده بود چیزی از غرابت کم نداشت.
-
ترجمه های کمتر
- یگانگی
- شگرفی
- (ریاضی - فیزیک) تکینگی
- تکینه بودن
- جنبه ی فوق العاده
- چیز استثنایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " singularity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "singularity" با ترجمه به فارسی
-
تکینگی برهنه
-
تکینگی
-
(دستور زبان) مفرد · (ریاضی) تکین · (قدیمی) مجزا · اخص · استثنایی · بی تا · بی نظیر · بی همتا · تک · تکا · تکینه · جالب توجه · جدا · خارق العاده · شگرف · شگفت · عجیب · عجیب و غریب · غریب · غیرعادی · فرجود · فرد · فوق العاده · مجرد (مجردات) · مست لایعقل · مفرد · منحصر بفرد · منفرد · نادر · نامتعارف · واحد · ویژه · چشمگیر · یکتا · یگانه
-
شگرف کردن · عجیب و غریب کردن · یکتا کردن (رجوع شود به معانی : singular)
-
نقطه تکین برداشتنی
-
تکینگی گرانشی
-
تکینگی فناوری
-
نقطه تکین منفرد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن