ترجمه "singular" به فارسی
مفرد, واحد, نادر بهترین ترجمه های "singular" به فارسی هستند.
singular
adjective
noun
دستور زبان
Being only one of a larger population. [..]
-
مفرد
grammar: form of a word that refers to only one thing
We can assume that the singular chain complex of the empty set equals zero.
، میتونیم فرض کنیم که زنجیره مفرد یه مجموعه-ی تهی. برابر است با صفر
-
واحد
develop in a linear progression towards a singular end.
برای رسیدن به هدفی واحد در حال حرکت هستند.
-
نادر
adjectivethough of singular transparency, was yet of the hardness of steel.
گرچه شفافیتی نادر داشت به سختی پولاد بود.
-
ترجمه های کمتر
- عجیب و غریب
- عجیب
- غریب
- فرد
- استثنایی
- یگانه
- منفرد
- شگفت
- نامتعارف
- شگرف
- غیرعادی
- تک
- جدا
- اخص
- تکا
- تکینه
- فرجود
- یکتا
- چشمگیر
- ویژه
- (دستور زبان) مفرد
- (ریاضی) تکین
- (قدیمی) مجزا
- بی تا
- بی نظیر
- بی همتا
- جالب توجه
- خارق العاده
- فوق العاده
- مجرد (مجردات)
- مست لایعقل
- منحصر بفرد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " singular " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "singular"
عباراتی شبیه به "singular" با ترجمه به فارسی
-
تکینگی برهنه
-
تکینگی
-
(ریاضی - فیزیک) تکینگی · تکینه بودن · تکینگی · جنبه ی فوق العاده · شگرفی · شگفتی · غرابت · چیز استثنایی · یگانگی
-
شگرف کردن · عجیب و غریب کردن · یکتا کردن (رجوع شود به معانی : singular)
-
نقطه تکین برداشتنی
-
تکینگی گرانشی
-
تکینگی فناوری
-
نقطه تکین منفرد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن