ترجمه "singly" به فارسی
تنها, تک, به تنهایی بهترین ترجمه های "singly" به فارسی هستند.
singly
adverb
دستور زبان
Without partners, companions, or associates; single-handed [..]
-
تنها
adjective -
تک
adjective nounthey have done what's called a singly-linked list.
کاری به نام لیست تک پیوندی انجام داده.
-
به تنهایی
Misfortunes never come singly,
به علاوه ، بدبختیها هرگز به تنهایی فرا نمیرسد،
-
ترجمه های کمتر
- تک تک
- رجوع شود به single-handed
- یک یک
- یکی یکی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " singly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن