ترجمه "sink" به فارسی
سینک, حفر کردن, غرق کردن بهترین ترجمه های "sink" به فارسی هستند.
sink
verb
noun
دستور زبان
(intransitive) to descend into a liquid or other substance or material [..]
-
سینک
nounbasin [..]
And that you left your coffee mug in the sink again.
اینکه دوباره لیوان قهوه ت رو تو سینک گذاشتی.
-
حفر کردن
-
غرق کردن
verbAnd what kind of weapon would you suppose would be big enough to sink that boat?
و به نظرت سلاحش چقدر بزرگ بود که اون قایق رو غرق کرد ؟
-
ترجمه های کمتر
- فرو رفتن
- پایین رفتن
- روشویی
- منجلاب
- گودال
- دستشویی
- رسوخ کردن
- آبشی
- آسودن
- شویانه
- فروافتادن
- غنودن
- (اندیشه یا درس و غیره - در مغز یا ادراک) جایگزین شدن 0
- (بیلیارد و گلف و غیره) گوی را به سوراخ راندن 5
- (جای) ظرفشویی
- (خودمانی - مشروب الکلی) نوشیدن
- (درآب یا شن یا برف یا باتلاق و غیره) فرو رفتن
- (سوراخ یا چاه و غیره) کندن
- (عامیانه) موجب شکست کسی شدن
- (قیمت و غیره) نزول کردن
- (کشتی) غرق شدن یا کردن
- (گونه) گود افتادن
- افت کردن
- افول کردن 2
- بالا دادن 6
- به زیر رفتن
- تباه کردن
- تله پول
- حفر کردن 4
- سرمایه گذاری کردن
- سقوط کردن 3
- عقیم گذاشتن
- غرق شدن
- غروب کردن
- فرو افکندن
- فرو بردن 9
- فرو شدن
- فرو نشستن
- فرو کردن
- فرونشین کردن یا شدن
- فروکش کردن 8
- لم دادن
- لگن دستشويي
- مرکز فساد 1
- نشست کردن
- نقش بر زمین شدن 7
- پایین بردن
- پول گذاشتن (در)
- چاه مستراح
- چاه مستراح 0
- کار کسی را ساختن
- کم شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sink " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "sink"
عباراتی شبیه به "sink" با ترجمه به فارسی
-
روابط منبع-مقصد · مقصد متابوليكي
-
سپرده وجوه برای بازپرداخت اوراق قرضه
-
نزول شغلی
-
نشت کردن · پالودن
-
فروکش
-
روابط منبع-مقصد · مقصد متابوليكي
-
سرمایه ی کنار گذاشته شده (برای پرداخت دیون و غیره) · صندوق وجوه استهلاکی
-
(فیزیک - مکانیک) گرماگیر · گرماخور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن