ترجمه "sinking" به فارسی

فروکش ترجمه "sinking" به فارسی است.

sinking noun verb دستور زبان

Present participle of sink . [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فروکش

    noun

    former intimacy might sink without remark.

    صمیمیت سابق خودبهخود و بدون آن که به چشم بیاید فروکش میکرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sinking " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sinking" با ترجمه به فارسی

  • (اندیشه یا درس و غیره - در مغز یا ادراک) جایگزین شدن 0 · (بیلیارد و گلف و غیره) گوی را به سوراخ راندن 5 · (جای) ظرفشویی · (خودمانی - مشروب الکلی) نوشیدن · (درآب یا شن یا برف یا باتلاق و غیره) فرو رفتن · (سوراخ یا چاه و غیره) کندن · (عامیانه) موجب شکست کسی شدن · (قیمت و غیره) نزول کردن · (کشتی) غرق شدن یا کردن · (گونه) گود افتادن · آبشی · آسودن · افت کردن · افول کردن 2 · بالا دادن 6 · به زیر رفتن · تباه کردن · تله پول · حفر کردن · حفر کردن 4 · دستشویی · رسوخ کردن · روشویی · سرمایه گذاری کردن · سقوط کردن 3 · سینک · شویانه · عقیم گذاشتن · غرق شدن · غرق کردن · غروب کردن · غنودن · فرو افکندن · فرو بردن 9 · فرو رفتن · فرو شدن · فرو نشستن · فرو کردن · فروافتادن · فرونشین کردن یا شدن · فروکش کردن 8 · لم دادن · لگن دستشويي · مرکز فساد 1 · منجلاب · نشست کردن · نقش بر زمین شدن 7 · پایین بردن · پایین رفتن · پول گذاشتن (در) · چاه مستراح · چاه مستراح 0 · کار کسی را ساختن · کم شدن · گودال
  • روابط منبع-مقصد · مقصد متابوليكي
  • سپرده وجوه برای بازپرداخت اوراق قرضه
  • نزول شغلی
  • نشت کردن · پالودن
  • روابط منبع-مقصد · مقصد متابوليكي
  • سرمایه ی کنار گذاشته شده (برای پرداخت دیون و غیره) · صندوق وجوه استهلاکی
  • (فیزیک - مکانیک) گرماگیر · گرماخور
اضافه کردن

ترجمه های "sinking" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه