ترجمه "sip" به فارسی
مزمزه کردن, جرعه, مزمزه بهترین ترجمه های "sip" به فارسی هستند.
sip
verb
noun
دستور زبان
(transitive) To drink slowly, small mouthfuls at a time [..]
-
مزمزه کردن
verbI had a little sip of this from right there, so...
از اون قسمتش يه کم مزمزه کردم, و...
-
جرعه
nounHe handed one to Whitney, and a little shiver went through him as he sipped.
یکی از آنها رابه ویتنی داد. وقتی اولین جرعه رانوشید بدنش کمی لرزید.
-
مزمزه
They were sipping their favourite drinks, and nibbling at their favourite dainties, and their fears were forgotten.
نوشیدنیهای دلخواهشان را مزمزه میکردند و خوردنیهای دلخواه را میچشیدند و ترس را فراموش کرده بودند.
-
ترجمه های کمتر
- مزیدن
- نوشک
- چشش
- (آبگونه) چشیدن
- جرعه های کوچک خوردن
- جرعه ی کوچک
- کم کم نوشیدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sip " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن