ترجمه "siphon" به فارسی

سیفون, خرطومه, خرطومچه بهترین ترجمه های "siphon" به فارسی هستند.

siphon verb noun دستور زبان

A bent pipe or tube with one end lower than the other, in which hydrostatic pressure exerted due to the force of gravity moves liquid from one reservoir to another. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سیفون

    noun

    a bent pipe or tube with one end lower than the other [..]

    He went into Philip's sitting room to look for a siphon, could not find one, and fetched it from his own room.

    به اتاق نشیمن فیلیپ رفت سیفون پیدا کند و چون نیافت از اتاق خودش آورد.

  • خرطومه

  • خرطومچه

  • ترجمه های کمتر

    • شترگلو
    • ماشوره
    • منگل
    • زانویی
    • درآوردن
    • (با لوله یا سیفون) کشیدن
    • (در برخی جانوران - لوله ای که با آن آب می کشند یابیرون می دهند) خرطوم
    • (مجازی) درکشیدن
    • بیرون مکیدن
    • خرطوم آبی
    • رجوع شود به siphon bottle
    • منتقل کردن
    • کش رفتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " siphon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Siphon
+ اضافه کردن

"Siphon" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Siphon در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "siphon"

عباراتی شبیه به "siphon" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "siphon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه