ترجمه "sirdar" به فارسی
سردار, اشرافی, (از ریشه ی فارسی : سردار) بهترین ترجمه های "sirdar" به فارسی هستند.
sirdar
noun
دستور زبان
an high-ranking person in India [..]
-
سردار
noun properSayed Ali, a general in the Egyptian Army, commander of the detachment sent over by the Sirdar to help the first efforts of the Arabs;
سید علی، یک ژنرال ارتش مصر و فرمانده تیپی بود که توسط سردار برای کمک به قیام اعراب اعزام گشته بود.
-
اشرافی
-
(از ریشه ی فارسی : سردار)
-
ترجمه های کمتر
- (مرد)سیک
- (هند - عنوان سیک ها) آقا
- (هند و پاکستان و افغانستان) رییس
- افسر ارشد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sirdar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن