ترجمه "siren" به فارسی

آژیر, سیرن, افسونگر بهترین ترجمه های "siren" به فارسی هستند.

siren verb noun adjective دستور زبان

( original sense ) (Greek mythology) One of a group of nymphs who lured mariners to their death on the rocks. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آژیر

    noun

    device for making a sound alarm

    And at that moment, she had heard the sound of approaching sirens from the street.

    درست در همین لحظه، صدای آژیر پلیس شنیده شد.

  • سیرن

    female creature from Greek mythology who lured nearby sailors to shipwreck

    I just don't want black siren to be all that's left of her.

    نمیخام بلک سیرن همه چیزی باشه که از اون باقی مونده

  • افسونگر

    Well, if you don't mean to be won by the sirens, you are right to take precautions in time.

    خوب اگر میخواهی آواز پریان افسونگر وسوسهات نکند این احتیاطکاری بد نیست.

  • ترجمه های کمتر

    • لود
    • دلبر
    • ساحره
    • (اسطوره ی یونان و روم) سیرن
    • (جانورشناسی) سمندر بی پا (تیره ی Sirenidae)
    • (خطر) آژیر
    • (زن) فریبا
    • (مهجور) رجوع شود به mermaid
    • آژیر قرمز
    • حوری دریایی
    • سوت خطر
    • هر چیز وسوسه انگیز یا گمراه کننده
    • وسوسه انگیز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " siren " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Siren noun

Siren (amphibian) [..]

+ اضافه کردن

"Siren" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Siren در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "siren"

اضافه کردن

ترجمه های "siren" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه