ترجمه "siting" به فارسی
نشستن ترجمه "siting" به فارسی است.
siting
noun
verb
دستور زبان
Present participle of site. [..]
-
نشستن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " siting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "siting" با ترجمه به فارسی
-
مکان
-
شهر اموات · قبرستان · گورستان
-
وب سایت
-
فاکتورهای جایگاه
-
محل جدید کارخانه
-
(در جا یا موقعیت معینی) قرار دادن · - گاه · بودگاه · جا · زمین · سایت · قرار گرفتن · قطعه زمین · قواره · محل · مکان · مکان دیدنی · پایگاه
-
کارگاه
-
آمادهسازی جایگاه · آمادهسازی ریزجایگاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن