ترجمه "sizable" به فارسی
بزرگ, قابل ملاحظه, تنومند بهترین ترجمه های "sizable" به فارسی هستند.
sizable
adjective
دستور زبان
fairly large [..]
-
بزرگ
adjectiveBarca placed a wager against Theokoles, winning sizable coin.
بارکا بر عليه تئوکيلوس شرطبندي کرده بود و پول بزرگي برنده شد.
-
قابل ملاحظه
adjectiveLow buy-in, sizable upside.
سهام ارزان قیمت با سود قابل ملاحظه
-
تنومند
-
ترجمه های کمتر
- کلان
- درشت
- محترم
- قشنگ
- زیاد
- قابل احترام
- نسبتا خوب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sizable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن