ترجمه "size" به فارسی
اندازه, مقدار, قالب بهترین ترجمه های "size" به فارسی هستند.
size
verb
noun
adjective
دستور زبان
(obsolete except dialectal) An assize. [from 14th c.] [..]
-
اندازه
nounI could have predicted the size of Walmart.
من می توانم اندازه وال مارت را پیش بینی كنم.
-
مقدار
nountheir size will be as large as the war with jin beon and yim doon
مقدار آن به وسعت جنگ با جين بيون و ييم دون خواهد بود
-
قالب
-
ترجمه های کمتر
- سایز
- بزرگی
- تعداد
- ابعاد
- شماره
- میزان
- آهار
- رشد
- زیادی
- کلانی
- چسب
- (جامه و کفش و کلاه و غیره) اندازه
- (طبق اندازه) مرتب کردن
- (عامیانه) وضع
- آهار زدن
- به اندازه ی خاصی درآوردن
- ردیف کردن
- پسوند: اندازه [life-size]
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " size " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "size" با ترجمه به فارسی
-
اندازه قلم
-
پسوند: اندازه
-
دارای اندازه ی متوسط · میان اندازه
-
(به اندازه ی یک مرد) بزرگ · سترگ (man size هم می گویند)
-
اندازه اقتصادی
-
اندازه اقتصادی دستور ساخت
-
صورت سود وزیان بر مبنای مقیاس مشترک
-
به اندازه ی جیب (pocket-sized هم می گویند) · کوچک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن