ترجمه "skates" به فارسی
پرتوماهي گزنده, پرتوماهيان بزرگ, پرتوماهیان بهترین ترجمه های "skates" به فارسی هستند.
skates
verb
noun
Plural form of skate. [..]
-
پرتوماهي گزنده
-
پرتوماهيان بزرگ
-
پرتوماهیان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " skates " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "skates" با ترجمه به فارسی
-
(جانورشناسی) پرتو ماهی بزرگ (به ویژه از راسته ی Rajiformes) · (قدیمی - خودمانی) · آدم · اسب لکنته · اسب پیر و فرسوده · اسكيت بازي-اسكيت روي يخ · اسكيت بورد سواري · اسكيت كردن -اسكيت · اسکیت · اسکیت (roller skate هم می گویند) · اسکیت کردن · رامك خالدار · سفره ماهي · شخص (بیشتر به این صورت : good skate) · كفش اسكيت · كفش اسكيت رولر-كفش اسكيت يخ · لقمه ماهی · کفش اسکی روی یخ (ice skate هم می گویند) · کفش پاتیناژ · کفش چرخدار · یابو
-
اسکیت سرعت اینلاین
-
اسکیت نمایشی · بازی روی یخ و انجام حرکات موزون · پاتیناژ نمایشی · یخ بازی نمایشی
-
اسکیتسواری
-
اسکیت سرعت
-
اسکیت سرعت مسیر کوتاه
-
روی یخ اسکی کردن · پاتیناژ کردن · کفش اسکی روی یخ · کفش پاتیناژ · یخسکی (یخ اسکی) کردن
-
رامك خالدار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن