ترجمه "skedaddle" به فارسی

فرار کردن, فرار, گریختن بهترین ترجمه های "skedaddle" به فارسی هستند.

skedaddle verb noun دستور زبان

To move or run away quickly. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرار کردن

    verb
  • فرار

    noun

    I'm surprised you didn't skedaddle off to Rome with the rest of them.

    در تعجبم چرا با بقیه به رُم فرار نکردی

  • گریختن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • (عامیانه)
    • جیم شدن
    • فلنگ را بستن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " skedaddle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "skedaddle"

اضافه کردن

ترجمه های "skedaddle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه