ترجمه "skeletal" به فارسی
اسکلتی, استخوانی, نحیف بهترین ترجمه های "skeletal" به فارسی هستند.
skeletal
adjective
دستور زبان
haggard, cadaverous, emaciated or gaunt [..]
-
اسکلتی
Something skeletal in a bright woolen sweater leaned behind the wheel.
جسمی اسکلتی در ژاکت پشمی خو شرنگی پشت فرمان بود.
-
استخوانی
adjectiveAt night she carried Jamie's skeletal body to her bedroom and gently lay him in bed next to her.
شبها بدن لاغر و تحلیل رفته و استخوانی جیمی را به اتاق خوابش میبرد و به ملایمت وی را روی تخت در کنار خود میخواباند.
-
نحیف
adjectivethe skeletal gray cat
گربهی نحیف و خاکستری
-
ترجمه های کمتر
- کالبدی
- رام نشده
- وابسته به استخوان بندی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " skeletal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "skeletal" با ترجمه به فارسی
-
ماهیچه اسکلتی
-
تکامل اسکلتی · تکوین اسکلتی · سن اسكلتي
-
تکامل اسکلتی · تکوین اسکلتی · سن اسكلتي
-
تریلر اسکلتی-تریلر کفی · تریلر کفی
-
استخوانآسيبي · التهاب استخوان · التهاب پيرااستخوان · بيماريهاي اسكلتي · بيماريهاي نخاعي · بیماریهای استخوان · دشرويش غضروف · ديستروفي غضروف · ديسكندروپلازي · فيبروز استخوان · كاوپشتي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن