ترجمه "sketch" به فارسی
طرح, خلاصه, اسکیس بهترین ترجمه های "sketch" به فارسی هستند.
sketch
adjective
verb
noun
دستور زبان
To make a brief, basic drawing. [..]
-
طرح
nounIt's a pencil sketch of a girl's face.
یک طرح مداد از صورت یک دختر است.
-
خلاصه
noun -
اسکیس
quick freehand drawing
and there is my first sketch and the last rendering —
و این "اسکیس" اول من و سمت چپی "راندو"ی کار است.
-
ترجمه های کمتر
- انگاره
- کوتهکار
- گرته
- کلیات
- کاریکاتور
- طراحی تی وی وال
- اسکچ
- پیشطرح
- کوتهوار
- گزار
- بازدید
- حاصل
- (نمایشنامه یا اثر ادبی کوتاه و معمولا شاد) قطعه
- انگاره نگاشتن
- تصویر مضحک
- خلاصه کردن
- داستان مصور
- رئوس مطالب را ارائه دادن
- رسم کردن
- شرح کوتاه
- طراحی کردن
- طرح اولیه
- طرح کلی کشیدن
- مبهم کردن
- مطالعه مجمل
- نقش سردستی
- نماي كلي
- پیش نقش
- پیش نقش کشیدن
- چکیده کلام
- کروکی کشیدن
- کلیات را بیان کردن
- کوتهکار نوشتن
- گرته کشی (یا گرته برداری) کردن
- گرته کشیدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sketch " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sketch
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Sketch" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sketch در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "sketch"
عباراتی شبیه به "sketch" با ترجمه به فارسی
-
طراحی
-
(تئاتر) تجسم شخصیتی بسیار منحصربه فرد · (نوشتار کوتاهی در وصف شخص به خصوص و الگوهای رفتار و منش او) منش نامه · تجسم نقش
-
خلاصه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن