ترجمه "sketching" به فارسی
طراحی ترجمه "sketching" به فارسی است.
sketching
noun
verb
دستور زبان
Present participle of sketch. [..]
-
طراحی
nounYou want me to do nine different sketches?
می خوای نُه تا طراحی متفاوت بکشم ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sketching " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sketching" با ترجمه به فارسی
-
(تئاتر) تجسم شخصیتی بسیار منحصربه فرد · (نوشتار کوتاهی در وصف شخص به خصوص و الگوهای رفتار و منش او) منش نامه · تجسم نقش
-
خلاصه
-
(نمایشنامه یا اثر ادبی کوتاه و معمولا شاد) قطعه · اسکچ · اسکیس · انگاره · انگاره نگاشتن · بازدید · تصویر مضحک · حاصل · خلاصه · خلاصه کردن · داستان مصور · رئوس مطالب را ارائه دادن · رسم کردن · شرح کوتاه · طراحی تی وی وال · طراحی کردن · طرح · طرح اولیه · طرح کلی کشیدن · مبهم کردن · مطالعه مجمل · نقش سردستی · نماي كلي · پیش نقش · پیش نقش کشیدن · پیشطرح · چکیده کلام · کاریکاتور · کروکی کشیدن · کلیات · کلیات را بیان کردن · کوتهوار · کوتهکار · کوتهکار نوشتن · گرته · گرته کشی (یا گرته برداری) کردن · گرته کشیدن · گزار
-
(نمایشنامه یا اثر ادبی کوتاه و معمولا شاد) قطعه · اسکچ · اسکیس · انگاره · انگاره نگاشتن · بازدید · تصویر مضحک · حاصل · خلاصه · خلاصه کردن · داستان مصور · رئوس مطالب را ارائه دادن · رسم کردن · شرح کوتاه · طراحی تی وی وال · طراحی کردن · طرح · طرح اولیه · طرح کلی کشیدن · مبهم کردن · مطالعه مجمل · نقش سردستی · نماي كلي · پیش نقش · پیش نقش کشیدن · پیشطرح · چکیده کلام · کاریکاتور · کروکی کشیدن · کلیات · کلیات را بیان کردن · کوتهوار · کوتهکار · کوتهکار نوشتن · گرته · گرته کشی (یا گرته برداری) کردن · گرته کشیدن · گزار
-
(نمایشنامه یا اثر ادبی کوتاه و معمولا شاد) قطعه · اسکچ · اسکیس · انگاره · انگاره نگاشتن · بازدید · تصویر مضحک · حاصل · خلاصه · خلاصه کردن · داستان مصور · رئوس مطالب را ارائه دادن · رسم کردن · شرح کوتاه · طراحی تی وی وال · طراحی کردن · طرح · طرح اولیه · طرح کلی کشیدن · مبهم کردن · مطالعه مجمل · نقش سردستی · نماي كلي · پیش نقش · پیش نقش کشیدن · پیشطرح · چکیده کلام · کاریکاتور · کروکی کشیدن · کلیات · کلیات را بیان کردن · کوتهوار · کوتهکار · کوتهکار نوشتن · گرته · گرته کشی (یا گرته برداری) کردن · گرته کشیدن · گزار
-
(نمایشنامه یا اثر ادبی کوتاه و معمولا شاد) قطعه · اسکچ · اسکیس · انگاره · انگاره نگاشتن · بازدید · تصویر مضحک · حاصل · خلاصه · خلاصه کردن · داستان مصور · رئوس مطالب را ارائه دادن · رسم کردن · شرح کوتاه · طراحی تی وی وال · طراحی کردن · طرح · طرح اولیه · طرح کلی کشیدن · مبهم کردن · مطالعه مجمل · نقش سردستی · نماي كلي · پیش نقش · پیش نقش کشیدن · پیشطرح · چکیده کلام · کاریکاتور · کروکی کشیدن · کلیات · کلیات را بیان کردن · کوتهوار · کوتهکار · کوتهکار نوشتن · گرته · گرته کشی (یا گرته برداری) کردن · گرته کشیدن · گزار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن