ترجمه "skid" به فارسی

بکسوات, شکوخیدن, لغزیدن بهترین ترجمه های "skid" به فارسی هستند.

skid verb noun دستور زبان

An out of control sliding motion as would result from applying the brakes too hard in a car. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بکسوات

    out of control sliding motion

  • شکوخیدن

    to slide in an uncontrolled manner

  • لغزیدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • سریدن
    • سرش
    • لغزاندن
    • لیزخوری
    • سراندن
    • لغزش
    • (الوار و تنه ی درختان را در جنگل) کشیدن
    • (به ویژه هنگام ترمز محکم گرفتن) سر خوردن
    • تخته ای که روی آن چیزی را سر می دهند (به ویژه هنگام تخلیه ی بار از کشتی)
    • ترمز ماشین
    • خط ترمز جاگذاشتن
    • سر خوری
    • سر دادن
    • لیز خوردن
    • موجب سریدن شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " skid " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "skid" با ترجمه به فارسی

  • محله ی میخوران و ولگردان · ناحیه پست · چاله میدون
  • ترابري چوب جنگل · حمل چوب جنگل · یدککشی چوب
  • راهی که در امتداد آن الوار و تنه ی درختان جنگلی را می سرانند · رجوع شود به skid row · محله ی الوار برها · پاتوق نجاران
اضافه کردن

ترجمه های "skid" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه