ترجمه "skidder" به فارسی

سرخورنده, سردهنده, ترمز کننده بهترین ترجمه های "skidder" به فارسی هستند.

skidder noun دستور زبان

Agent noun of skid; one who skids. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرخورنده

  • سردهنده

  • ترمز کننده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " skidder " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "skidder" با ترجمه به فارسی

  • تجهیزات الوارکنی · خارجكننده چوب از جنگل
اضافه کردن

ترجمه های "skidder" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه