ترجمه "skillful" به فارسی

ماهر, استاد, حاذق بهترین ترجمه های "skillful" به فارسی هستند.

skillful adjective دستور زبان

Possessing skill. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماهر

    adjective

    My guess is your mother hired someone very skilled to protect you.

    هدس من اينه که مادرت واسه محافظت از تو يکي که خيلي ماهر بوده رو استخدام کرده.

  • استاد

    adjective

    Jessica seemed to be skilled at feigning friendship.

    جسیکا در تظاهر کردن به دوستی استاد بود.

  • حاذق

    Mrs.Churchill had been recommended to the medical skill of an eminent person there

    به خانم چرچیل توصیه شده بود آنجا زیر نظر یک پزشک حاذق قرار بگیرد.

  • ترجمه های کمتر

    • زبردست
    • مجرب
    • کارشناس
    • متخصص
    • خبره
    • زبر دست
    • چیره دست
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " skillful " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "skillful" با ترجمه به فارسی

  • نیروی کار متخصص
  • کارگر نیمه ماهر
  • (قدیمی) اهمیت داشتن · (مهجور) دانش · اتمام · اجرا · اروین · استادی · اطلاع · انجام · به درد خوردن · توانایی · توانمندی · حصول · دانش · درایت · زبردستی · سررشته · صنعتگری · علم · علوم · فراگیری · فضیلت · فهم · قدرت · مهارت · نیل · هنر · هنرمندی · ورزیدگی · چیره دستی · کمال · ینادراك
  • کار نیمه ماهرانه
  • کارمند مجرب
  • مهارت انسانی
  • نیروی کار ماهر
  • مهارت های انسانی
اضافه کردن

ترجمه های "skillful" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه